آرامش خودت بودن

جایی برای شنیدن تصاویر

آرامش خودت بودن

۹ بازديد

چه نامی دارد؟
گمانم میشود اسامی زیادی برایش گذاشت، اما من با این یکی کار دارم. داستان چیست؟
دیشب برای اولین بار بود که بعد از ساعت ده در خیابان های اصفهان بودم و وسیله نداشتم. میشد که تا ساعت سه یا چهار صبح هم در خیابان باشم، اما تنها نبودم. یا با محمد بودم یا با یکی دیگر از بچه هایی که این مدت را در کنار آنها سر کردم اما دیشب میدانستم که هیچ وسیله ای نیست. 
شاید برای شما مسخره باشد، پیش خودتان بگویید"اسنپ" اما اسنپ گرفتن برای من سخت است. اگر درآمد آنچنانی نداشته باشی، نمیتوانی راحت اسنپ بگیری، بحث درآمد را هم که کنار بگذاری، برای چه باید آرامشی که با مترو یا اتوبوس داری را قربانی کنی؟ وقتی که زمانت را با مترو و اتوبوس هماهنگ میکنی، بیرون رفتنت تا ساعت ده است، روزهایی که مترو باشد. درگیر امنیتی میشوی که ناگذیر ترک آن بینهایت برایت سخت است.
من تمام این ها را به او میگفتم، او گوش میداد و بر خلاف انتظار من که هر لحظه دلم میخواست بگوید
"واقعا باید از این همه ترس خجالت بکشی، واقعا باید نگرانت باشم؟"
یا هزار حرف دیگری که میشد در این موقعیت زد، گوش میداد، تائید میکرد و گاهی هم از گذشته خودش میگفت.
در آن لحظه دلم میخواست بیشتر از هر لحظه کنارش باشم، دلم میخواست بیشتر از هر لحظه در آغوش او حل شوم.بیش تر از هر لحظه، خیابان را نه یک محل برای عبور و مرور، بلکه جایی برای زندگی بدانم. جایی که در آن، امنیتی که من دارم نیست. امنیت وجود یک خانه، خانه ای که مقصد نهایی همه سفرهاست، خانه ای که شروع همه قدم های توست، در خیابان هیچ امنیتی نیست.حتی سازمان اتوبوس رانی و مترو شهری هم اینها را میدانند.آنها ساعت ده تعطیل میشوند و دیرتر از ساعت ده برای ما میشود،زمان استراحت و گمان میکنم که میشود از این تایم بهره برد، اگر خیابان ها کمی از امنیتی که خانه ها دارند را داشته باشند.او زخم های مرا میبیند، اجازه میدهد که من درباره این زخم ها حرف بزنم.اجازه میدهد که زخم هایم را باز کنم و حتی اجازه میدهد که این زخم ها را درمان کنم، صبر و تحمل این را دارد که من بزرگ شوم. برخلاف خودم که هیچ گاه آن اندازه صبور نبوده ام که بزرگ شوم، او این صبر و تحمل را دارد.
از دیشب یک تجربه جدید دارم، تجربه رویارویی با خودی که لا به لای پتوی مقررات پیچیده شده تا سردش نشود. من دیشب با سرما رو به رو شدم و راستش را بخواهید حس میکنم، خیلی از سرما بیزار نباشم.

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بلاگ 9 ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.